نامه صد و بیستم
سلام عزیز مامان بیشتر از یه ماهه که نیومدم برات چیزی بنویسم دو هفته رفته بودم تهران خونه مامانی اینا و حسابی استراحت کردم و خوش گذروندم و البته حسابی هم خرج کردم روز اول که رفتم دکتر .... موکول شدیم به فردا برای سونوی دقیقتر ... صبح رفتم و سونو و خیالم راحت شد که بقایایی از پارسال نمونده .... هر چند که تو خیالبافیام فکر میکردم الان هم مثل پارسال شاید بهم بگه حامله ای عصر رفتم پیش دکتر .... اونم دوباره لتروزول بهم داد و منم دوباره خارجیش رو گرفتم ... همه چیز مثل پارسال بازم 500 پول دارو دادم و امیدوارم این بار هم این دارو ها استفاده نشه و تو اومده باشی تو دلم این سری که رفتم تهران حسابی پیش یسنا گلی بودم و کلی برام دلبری...


